هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

428

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

اولا « 1 » : اگر جناب جلالت مآب صديق الدوله ، بودن غلام را در اين آستان مبارك صلاح نمىداند ، در دولت‌خواهى و آقاپرستى عرض مىكنم : هزار مثل غلام نوكرى را اخراج و دور بفرماييد و خلاف ميل و صلاح‌ديد معزى اليه نفرماييد . مثل ما نوكر فراوان است . بود و نبود ما يكسان ، ولى مثل جناب معزى اليه نوكرى ، ناياب [ است ] و نبودش اسباب خرابىهاى عمده [ مىشود ] . اگر اين فقره نيست ، امرى مشتبه شده [ است ] . سايه خدا را به فرق شكافتهء حضرت على اكبر قسم مىدهم امر و مقرر فرماييد [ تا ] از قرار تفصيل ، رؤساى « 2 » چاكران دربارى مجلسى منعقد نمايند ، نوروز خان سرتيپ و سليم خان را هم حاضر كنند : 1 . نواب مستطاب و الا عضد الدوله . 2 . جناب جلالت مآب اجل اكرم صديق الدوله . 3 . جناب صاعد الملك 4 . ميرپنجه 5 . حاجى حسام الدوله 6 . معين لشكر 7 . مستوفى نظام از جناب فدوى هم حكيم‌باشى را وكالت بدهيد در غياب غلام تحقيقات لازمه [ را ] به عمل آورد . كتابچه روزنامه ، كه حسب الامر نوشته ، حاضر است مقرب الخاقان منشىباشى در حضور جميعا بخواند . لازمهء تحقيق و رسيدگى به عمل آيد . اگر « خيانتى » و « خلافى » و « فسادى » و كلمه [ اى ] كم و زياد از فدوى ظاهر شد ، آن‌چه لازمهء « سياست » است ، به عمل آيد ، و اگر بر خلاف ظاهر شد ، حق را پايمال نفرماييد . چنان‌چه سايهء خدا از خدا اميدوار است حق او را باطل نكند ، چاكران دربارى هم از سايه خدا عين همين اميدوارى و استدعا را دارند . در صورتى مىشود كه امر به سايه خدا و جناب جلالت‌مآب صديق الدوله مشتبه

--> ( 1 ) . ديگر ثانيا و ثالثا ندارد . ( 2 ) . در اصل : رئساى